برخیز

حافظ تو خود حجابی، از میان برخیز !

آمدم برخیزم، بند های کبر و غرور و حسد و نامردی و ... نگذاشت!

دستم را بگیر...

بند هارا پاره کنم و ...

برخیزم!

/ 2 نظر / 3 بازدید
دل رمیده

یا دائم الفضل علی البریه دلم رمیده لولی‌وشیست شورانگیز دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز فدای پیرهن چاک ماه رویان باد هزار جامه تقوا و خرقه پرهیز خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد که تا ز خال تو خاکم شود عبیرآمیز فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی بخواه جام و گلابی به خاک آدم ریز پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشر به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز بیا که هاتف میخانه دوش با من گفت که در مقام رضا باش و از قضا مگریز

آوا

به خود آی ... نعمتیه آگاه شدن به خویشتن و گام گذاشتن در مسیر خودشناسی .. نعمتی که به هر کسی عطا نشود . قدر بدونین این نعمت رو ... و شروع کنین .بنا به تجربه شخصی تا خودشناسی و خودسازی رو پی نگیرین درکی از ایمان نخواهید داشت .اما مردانه شروع کنین [لبخند]