بهار

نرم نرمک می رسد اینک بهار 

                                     خوش بحال روزگار 

خوش بحالت روزگار،خوش بحالت!!

بهار جان تو آمد! اما...

من هنوز در خواب ام ...

زمستانی!

/ 2 نظر / 3 بازدید
آوا

هیچ بارانی نمی‌بارد مگر صفا دهد. هیچ گلی جوانه نمی‌زند مگر هدیه شود. هیچ خاطره ای زنده نمی‌ماند مگر شیرین باشد. هیچ لبخندی نیست مگر شادی بیاورد. وهیچ بهاری نمی‌اید مگر سال دیگری در پیش باشد. پس بگذار باران شوق بر زندگی ات ببارد تا روحت را صفا دهد. گل‌های عشق در دلت جوانه زند تا انها را به دیگران هدیه کنی . خاطراتت قشنگ باشند تا همواره بیادشان بیاوری. لبخند بر لبانت نقش بندد تا شادی را بیفشانی. و بهار بیاید تا بدانی باز هم فر صت بودن هست……

بی خبر

وهوالعلی الاعلی ای بیخبر بکوش که صاحب خبر شوی ----- تا راهرو نباشی کی راهبر شوی دست از مس وجود چو مردان ره بشوی ----- تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی در مکتب حقایق پیش ادیب عشق ----- هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی خواب و خورت ز مرتبه خویش دور کرد ----- آنگه رسی بخویش که بیخواب و خور شوی گر نور عشق حق بدل و جانت اوفتد ----- بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی یکدم غریق بحر خدا شو گمان مبر ----- کز آب هفت بحر بیک موی تر شوی از پای تا سرت همه نور خدا شود ----- در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی وجه خدا اگر شودت منظر نظر ----- زین پس شکی نماند که صاحب نظر شوی بنیاد هستی تو چو زیر و زبر شود ----- در دل مدار هیچ که زیر و زبر شوی گر در سرت هوای وصالست حافظا ----- باید که خاک در گه اهل هنر شوی