برسان

خودت را به من برسان...

پای عقلم شکسته است!

دست دلم توانای کشیدن این همه بار را ندارد!

من نمی توانم!

تو بیا!

/ 4 نظر / 2 بازدید
آوا

تو نمی توانی ، اما او قادر است ، بسپار به خودش، بار دلت را نیز می کشد .. بی منت .. آنقدر که رحیم است .

آوا

تو نمی توانی ، اما او قادر است ، بسپار به خودش، بار دلت را نیز می کشد .. بی منت .. آنقدر که رحیم است .

دلتنگ

بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش وین سوخته را محرم اسرار نهان باش

رفق (مبارز)

رفتن بهانه نمی خواهد بهانه های ماندن که تمام می شود پای ماندن می لنگد ای بهانه بودن ِ من بیا...